مصیبت بی‌گناهی

 

نویسنده: آگاتا کریستی
مترجم: مجتبی عبدالله‌نژاد
‏موضوع: داستان خارجی
‏مشخصات نشر: تهران، هرمس

 

 

چند صفحه از کتاب را اینجا بخوانید:

 

 

 

۴۵,۰۰۰ تومان

در انبار موجود نیست

جزئیات کتاب

نوبت چاپ:

5

تعداد صفحات:

291 صفحه

نوع جلد:

شومیز

نوع کاغذ:

بالک

قطع:

پالتویی

شابک:

978-964-363-544-2‬

سال چاپ:

99

درباره نویسنده

آگاتا کریستی

آگاتا کریستی

آگاتا کریستی، زادۀ ۱۸۹۰ و درگذشتۀ ۱۹۷۶، نویسندۀ انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. کریستی، اولین نویسنده‌ای است که کتاب‌هایش بیشترین ترجمه را به زبان‌های مختلف دنیا داشته‌ است.او با نام مستعار مِری وستماکوت داستان‌های عاشقانه و رمانتیک نیز نوشته‌ است، ولی شهرت اصلی‌اش به خاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریستی، به خصوص آن دسته که دربارهٔ ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو یا خانم مارپل هستند، نه‌تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستان‌های جنایی کوشیده‌اند نیز معرفی و مطرح کردند.

در انتهای جاده دری بود که بالایش با حروف گوتیک نوشته بود: «سانی پوینت». کالگری در را باز کرد، داخل شد و از راه ماشین‌رو کوتاهی گذشت. سانی پوینت روبه‌رویش بود. ساختمانی مدرن و ساده و محکم، با ایوان و سه‌گوشی کنار شیروانی. از آن خانه‌هایی بود که در قسمت‌های سطح بالای حومه شهر یا هر ناحیه شهری جدیدی زیاد می‌توان یافت. به نظر کالگری، خودِ خانه در مقایسه با چشم‌اندازش جلوه چندانی نداشت. چون محلّ بنای خانه واقعاً چشم انداز باشکوهی داشت. رودخانه در نزدیکی ساختمان پیچ می خورد و مسیرش تقریباً برعکس می‌شد. روبه‌روی آن، تپه های پوشیده از درخت بود. سمت چپ، به طرف بالا، رودخانه دوباره پیچ می‌خورد و اراضی دوردست پوشیده از باغ و علفزار بود.
کالگری لحظاتی بالا و پایین رودخانه را ورانداز کرد. با خودش گفت: «این اطراف جان می‌دهد برای اینکه آدم قصر بسازد. از این قصرهای خیالی و موهوم افسانه‌ای که از آبنبات و بیسکویت زنجبیلی درست شده! ولی توی این ساختمان چی می‌بینیم! عقلانیت و میانه‌روی و محافظه‌کاری و کلّی پول، بدون کمترین تخیلی!»
البته تقصیر خانواده آرگایل نبود. چون آن‌ها که خانه را نساخته بودند. همان‌جوری خریده بودند. ولی به هر حال یکی از افرادِ همین خانواده (شاید خود خانم آرگایل) انتخابش کرده بود.
با خودش گفت: « خُب دیگر. بیشتر از این نباید معطل کرد… »

لطفا نظر خود را بنویسید